ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

37

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

خواندندى ، يعنى بخشنده چون ابر [ 1 ] ، پيراهن مورد وشى داشت ، و شلوار آسمان كون ، و تاج سرخ ، نيزه در دست . شيرويه : پسر كسرى پرويز بود ، از مريم دختر موريق [ 2 ] ملك روم ، و شيروى هم گويند و اصل نام [ او ] قباد بود و چون پادشاه گشت پدر را بكشت و هجده برادر را بفرمود كشتن از بزرگان و عاقلان شايستهء پادشاهى ، و نام ايشان شهريار ، مردانشاه ، كوران شاه ، فيروزانشاه ، اپرود شاه ، زرّابرود ، شادمان ، شادزيك [ 3 ] ، اروندزيك ، ارونددست ، قس به ، قس دل ، خرّه مرد ، زادنخره ، جوان شير ، شيرزاد ، جهان بخت ، [ خرّه ] [ 4 ] و اندر كتاب صورت آل ساسان گويد : پيراهن وشى سرخ داشت ، و شلوار آسمان رنگ ، و تاج سبز ، بر پاى ايستاده بدست راست شمشيرى كشيده . اردشير : پسر شيروى بود ، و كودك ( 24 - آ ) پيراهن آسمان‌گون داشت ، و تاج سرخ ، بر پاى ايستاده ، نيزه بدست راست و بديگر دست شمشير چفسيده . بوران دخت [ 5 ] : دختر پرويز بود ، از دختر قيصر مادر شيرويه ، و خشب - الصّليب كه ترسايان دار مسيحا خوانند بروم باز فرستاد بجاثليقان ، و خويشان ، و اندر پيروزنامه گويد : دختر نوشروان بود نام او هجير ، و روايت پيشين حقيقت ترست ، پيرهنى وشى سبز داشت ، و شلوار آسمان‌گون ، و تاج همچنان ، بر تخت نشسته تبرزينى در دست . آزرميدخت [ 6 ] : خواهر بوران بود ، دختر كسرى پرويز نه ازين مادر ، و در فيروزنامه هم دختر نوشروان گويد : نام او خورشيد ، و پدرش بلقب آزرمى خواندى از دوستى كه ويرا داشت ، پيراهن او سرخ نگاشتست ملّون ، و شلوار آسمان‌گون ،

--> [ ( 1 ) ] طبرى : ابرويز و تفسيره بالعربيه المظفر ( ج 2 ص 995 ) طبرى از مادهء ( پيروز ) گرفته است [ ( 2 ) ] اصل : مورنفس . [ ( 3 ) ] شادزيل هم خوانده مىشود [ ( 4 ) ] از حمزه . حمزه ( ارونددست ) را ندارد و بجاى زرابرود - زدابزود آورده ( سنى ص 42 ) [ ( 5 ) ] اصل : توران . طبرى : بوران ، نقش سكه وى كه ديده شده . بوران بباء ابجد بدون كلمه دخت . معروف پوراندخت . و طبرى پيش از بوران ، پادشاهى ( شهربراز ) را نوشته ( 1062 ) [ ( 6 ) ] طبرى پيش از آزرميدخت پادشاهى ( ؟ جشنده ؟ ) را نوشته ( 1064 ) حمزه : آزرمين ( 42 )